جشن تولد دو سالگی سام


ممنون خدای مهربونم که یک پسر سالم و خوب و مهربون دارم که 2 ساله با بودنش عاشقترم. گل پسر قشنگم دو سالگیت مبارک . عاشقتم و بهترینها رو برات آرزو دارم . همون طوری که میدونی من و بابایی یاسر خیلی بارون و دوست داریم و یک جورایی همه اتفاقهای زیبا و مهم زندگیمون در روزهای بارونی بوده :) . ما قرار بود جشنی در فضای آزاد باغ برای شما گل پسر خوبمون بگیریم که دوستای کوچولوت راحت بازی کنن و فضای بسته دست و پای این وروجکا رو نگیره . اما بعد از اوردن میز و صندلیهای جشنمون بارون گرفت و به ناچار مجبور شدیم که داخل یک سالن مهمونی تو برگزار کنیم و کلی از به هم خوردن و ناگهانی بودن این اتفاق شک شدیم . (آقا قمبری باغبون مهربون بهمون گفت که پا قدممون خوبه و اون هر روز آرزوی بارون باریدن رو داره و ابن به خاطر پا قدم ما و مهمونامونه که این بارون زیبا بارید ) ما عاشق بارونیم این رو به فال نیک میگیریم و آرزو میکنیم که سال سال خوبی برات باشه پر از تجربهها و زیبایی هایی که قرار ببینیشون. اون شب مامی اینا که شما از صبح پیششون بودی هم کمی دیر رسیدن و کلا مهمونی دیر برگزار شد ولی در کل خیر بود و من برای یادگاری از اون روز قشنگ چند تا عکس برات میزارم . امیدوارم که سلامت و با نشاط باشی و بتونیم خوب بزرگت کنیم. توی اون روز که دلهره خراب شدن مهمونی و اومدن مهمونا رو داشتم یک چیز و خوب یاد گرفتم عشقم . اونم این بود که دوست واقعی آدم به پولدار بودن و نبودن ، شرایط خوب و بد، و کلا به چیزهای مادی تو اهمیت نمیده دوست واقعی دوستی که وقتی میبینه دوستش شرایط سختی داره کمکش میکنه . واگر نه که هر کسی دوست داره توی شادی باهات باشه توی آسونی و خوشحالی و خنده باهات باشه . دوست واقعی که توی شرایط سخت دستت و میگیره می گه بیخیال همین عالی به ما که خوش گذشت . ممنونم از همه دوستای واقعیم که اون روز رو برای ما خاطره کردن و کاری کردن که زیبایی و خنده هاش برامون بمونه . ممنونم ازتون و ببخشید اگر اون چیزی نبود که اولش فکرشو میکردیم.
























اینم تقویم و کارت تشکر بود با طرح باب اسفنجی که به مهمونا دادیم. من و بابایی برات یک ماشین شارژی قرمز که دوست داشتی گرفتیم و مامی و باباشی هم یک میز تحریر و صندلی طرح باب اسفنجی که قرار بود روی اون کیک پاره کنی اما دیگه به دلیل بارون نشد بازش کنیم :)
کلی هم کادو های زیبا گرفتی . دست همگی درد نکنه که اومدن و ما رو خوشحال کردن



سام نازنینم
روزگارت بر مراد روزهایت شاد شاد
آسمانت بی غبار سهم چشمانت بهار
قلبت از هر غصه دور بزم عشقت پرسرور
بخت و تقدیرت قشنگ عمر شیرینت بلند
سرنوشتت تابناک جسم و روحت پاک پاک
دیدگانت از همیشه شادتر شهر قلبت زنده و آبادتر
غصههایت دم به دم ای مهربان درگذرگاه زمان بر بادتر
امسال ما برات خود سال روز تولدت رو جشن گرفتیم یعنی 31 اردیبهشت 1393 . 2 سال پیشش روزی بود که خداوند نهایت رحمتش رو به ما هدیه داد عزیزم. تولدت مبارک باشه و زندگیت پر از زیبایی های این جهان بزرگ . روز تولد دو سالگیت بارون بارید و خداوند رحمت خودش رو به ما نشون داد . مثل تمام روزهای بزرگ زندگی ما . خدایا ممنون از رحمتی که برامون فرستادی .
راستی مهمونای کوچولوت هم احسان و آرمان . آراد . ماریا. مارینا . باران و امین بودند . امسال دایی حمید و منصوره جون(زن داییم) هم از آمریکا اومده بودن و در کنارمون بودن دایی ناجی ، ترانه و سینای مهربون . سپهر و سیبا جون، خاله زینب و خاله آتنا . عمو و حید و خاله مریم . خاله سوئاد و خاله مریم اینا(مامان و بابای مارینا) . خاله مرضیه و عمو علی . مامی و باباشی و خاله ملی نازنین. خاله فاطمه و عمو حسینی . توی این جشن همراهمون بودن که از تک تکشون ممنونیم .



جشن تولد دو سالگی سام 


